شب

رسم همراهی نیاز نیست
بلند پروازی شایسته هر قاصدک نیست

کوه و کمر بهانه ای بود ای همسفر
اشتیاق راه از گرمی اعتماد به دستان تو بود

آنان که پر پرواز داشتند
به عشق قاصدک خانه در خاک دشت داشتند

هر روز آشفته می شود دریا
چو می بیند دشت و قاصدکی تنها
هر روز خورشید با غروبی سرخ
آشکار می کند دل پر خون دریا

گر قاصدکی و بلند پرواز
بشکن راز دوری خورشید، شب را
گر قاصدکی و بلند پرواز
بشکن هم نشینی تاریکی و دشت، هر شب را

Tuesday September 1, 2009